دانلود رمان جزیره سرگردانی نوشته سیمین دانشور
سیمین دانشور زاده ۸ اردیبهشت سال۱۳۰۰ خورشیدی در شیراز نویسنده و مترجم ایرانی است. وی نخستین زن ایرانی است که به صورتی حرفهای در زبان فارسی داستان نوشت. مهمترین اثر او رمان سووشون است که نثری ساده دارد و به ۱۷ زبان ترجمه شده است و از جمله پرفروشترین آثار ادبیات داستانی در ایران محسوب میشود. دانشور همچنین عضو و نخستین رئیس کانون نویسندگان ایران بود.
اولین آثار منتشرشدهٔ دانشور عبارتاند از
مجموعههای داستان کوتاه آتش خاموش (اردیبهشت ۱۳۲۷)
شهری چون بهشت (دی ۱۳۴۰)
نیز ترجمهٔ آثاری
از برنارد شاو (سرباز شکلاتی، ۱۳۲۸)
آنتوان چخوف(دشمنان، ۱۳۲۸)
آلن پیتون (بنال وطن)
ناتانیل هاثورن (داغ ننگ) و دیگران.
معروفترین اثر دانشور، رمان سَووشون است که مدت کوتاهی پیش از مرگ نابهنگام جلال آل احمد، همسر دانشور، منتشر شد.
از آثار دیگر وی میتوان به
چهل طوطی (با جلال آلاحمد)
به کی سلام کنم؟
ترجمهٔ ماه عسل آفتابی
اشاره کرد
مهمترین آثار دانشور پس از انقلاب ایران رمانهای
جزیرهٔ سرگردانی
ساربانْ سرگردان
هستند که به وقایعی که به این انقلاب منجر شد و اتفاقات بعد از آن میپردازند.
فصل اول
فصل دوم
فصل سوم
فصل4
فصل5
فصل6
فصل 7
فصل8
فصل910
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
Minerva :نویسنده
انجمن: کتابهای داستان و رمان
March 11th, 2010 01:54 AM
About the new image 1.9.3 -----------------------------Coder: ngc1927--------------Help from: tension9000 - MaxZ4-------------------------------Betatester and friends:genge = Ipbox200 - Qboxfrog68 = Dm500neri73 = Dm7000S - Qboxvoodo3 = Qboxtheseven = Dm500s - Dm7020sblack33 = Dm600pvrbiondo79 = Ipbox250s - DM500s - DM600PVRpiefav = Dm7020sasulini = Dpbox350 - Qbox - Manuale UtenteGerryg = Ipbox350Renderman= BootlogoCupidz = Ipbox200 - Ipbox350Killer = QboxGetdownup= IPbox350Costa46 = Qbox - Ipbox250 -English/Changelogbadwolf = Ipbox350porto = Skin-----------------------------------------------------------------------------Changes:------------------------------------------------------------------------------ CVS updated to 01.11.2008- On Qbox now you are able to change the mid (take a look in /var/bin/launch)- Channel name and Clock are now transparent and longer- Added the comand echo 1 > /proc/sys/net/ipv4/ip_forward on /var/etc/rcS.d/S99user_start.sh in order to share internet connection ( it is commented by default...to active it delete "#")- Bug fixed for the second URL(for plugins,emus,etc...)- The move/var plugin has been fixed and is the same for all the models supported by us,now it searches a file on hdd/usb or cf befor unmount the /var on flash- Script06 fixed (thx Cupidz ;)) in order to read cards entitlments /You must use Newcs or newcamd as card readers\- Minicron fixed on some boxes(ipbox250/350...no more crashes..thx Ngc)- Thanks to matrix for rihanna skin adapted for sif by frog68Note:-------For the version ipbox-200@64mb you must:1)install the normal img for ipbox2002)install "serial_uboot_64.img"both with flashtools or Flasher* About Programs:----------------- For all sifteam images, on /var/etc/rcS.d/S99user_start.sh you can choose a program to start(there are already some commented examples..remove "#" to active them)Tips----------------To enter in Control Panel from Emu panel you can press the yellow button (added also on webif)The menu Script can be opened from Control panel pressing 0(zero)To change the positions of Channel name or Clock you can modified by telnet the values(Horizontal)(50 & 80 are the default values)echo 50 > /var/etc/SifTeam/conf/altOraOSDecho 80 > /var/etc/SifTeam/conf/altCanaleOSD(Vertical)(10 is the default value)echo 10 > /var/etc/SifTeam/conf/oriOraOSDecho 10 > /var/etc/SifTeam/conf/oriCanaleOSDErrors:----------If the following message appear "..curl_global_init.."...please restart enigma(Menu-5-restart enigma)* The option Move OSD is no longer available but you can install it as external plugin To use the old /Var you should edit the file /var/tuxbox/config/enigma/config and change the text "s:/ezap/ui/skin=/share/tuxbox/enigma/skins/golden.esml" in "s:/ezap/ui/skin=/share/tuxbox/enigma/skins/bluzzy3_adv.esml"** The Q-box has not all the functions of the other boxes...for example to open the Control Panel you must press blue>yellowEnjoy Sif-team funs ;)
ali_sat1359 :نویسنده
انجمن: نرم افزار ها
March 11th, 2010 01:18 AM
با درود
من یک دریم800 دارم که با دیش گردان تنظیم شده و ده جهت را دارم اکنون تصمیم دارم از جمبنی4.4 به 4.7 upgrade کنم چنانچه با برنامه DCC از لیست ماهواره ها بک آپ بگیرم میتونم بع از ایمیج ریختن با همین DCC دوباره بک آپ ماهواره ها را دوباره به ریسیور منتقل کنم یا بایستی از نوع دیش گردان را با ایمیج جدید تنظیم دوباره کنم که کاری مشکل میباشد.
با سپاس از دوستان سبز آریایی
raminsh :نویسنده
انجمن: بخش دريم باكس(DreamBox)
March 11th, 2010 01:18 AM
شب شعر!
دانلود
کد:
http://www.mediafire.com/?mitjflm31od
loop :نویسنده
انجمن: كليپ های تلفن های همراه
March 11th, 2010 01:06 AM
با وجود اینکه هیچ قاعده مشخصی برای خرید و فروش بازار سهام وجود ندارد، ولی قواعد خاصی وجود دارد که قابل رد کردن نیست.
در این مقاله، چند قاعده عمومی که میتواند به سرمایهگذاران درک بهتری از شرایط بازار با دید بلند مدت بدهد مرور میشود.
توجه داشته باشید که این توصیهها بسیار عمومی هستند و هر کدام نسبت به شرایط ممکن است کاربردهای متفاوتی داشته باشند ولی هر کدام از توصیهها دارای مفاهیم پایهای هستند که میتوانند شما را به یک سرمایهگذار آگاه تبدیل کند.
۱) فروش سهام زیانده و نگهداری سهام سودده:
معمولا سرمایهگذاران سهامی که افزایش قیمت پیدا میکنند میفروشند ولی سهامی که با کاهش قیمت مواجه شدهاند را به امید بالا رفتن قیمت نگهداری میکنند.
اگر سرمایهگذار زمان صحیح برای فروش سهامی که با کاهش قیمت مواجه شدهاند را تشخیص ندهد ممکن است که سهام پس از مدتی کاملا بیارزش شود. البته نگهداری سهام ارزشمند و فروش سهام کمارزش از نظر تئوریک ایده جالبی است ولی در عمل مشکل است.
اگر ########## شما برای سبد سهام فروش سهام پس از یک میزان افزایش مشخص (به عنوان مثال ۲ برابر) باشد ممکن است هرگز در بازار سهام موفق نباشید. توصیه میشود سهامی که آینده خوبی دارند را به واسطه سیاستهای غلط شخصی دست کم نگیرید.
اگر شما درک خوبی از پتانسیل سرمایهگذاری خود دارید ممکن است سیاستهای غلط شما باعث محدودکردن سود شما شود.
در مورد سهامی که با کاهش قیمت مواجه میشوند واقعبین باشید و در عین حال پتانسیلهای سهم را نیز در نظر بگیرید.
مهم این است که اگر در تشخیص سهامی که انتظار آینده خوب برای آن را داشتهاید، دچار اشتباه شدهاید واقعبین باشید.
از فروش سهام زیانده نترسید زیرا ممکن است برای جبران ضرر زمان را از دست بدهید.
در هر صورت مهم این است که شرکتها را با توجه به امکانات و توانمندیهایشان ارزیابی کنید.
فقط به خاطر داشته باشید که اجازه ندهید ترس بازده شما را محدود کند یا باعث زیان بیشتر شود.
۲) شایعات بازار را جدی نگیرید:
شایعات موجود در بازار را جدی نگیرید حتی اگر از طرف دوست شما و یا شخص مطلع در بازار باشد زیرا هیچکس نمیتواند پیشبینی درستی از آینده یک سهم داشته باشد.
زمانی که شما سهمی را برای خرید انتخاب میکنید مهم این است که دلیل انجام این کار را بدانید. تحقیق کنید و شرکت مورد نظر را ارزیابی کنید. تکیه بر شایعات دیگران به نوعی شبیه قمار است پیش از تصمیم به خرید ممکن است در برخی موارد تکیه بر صحبتهای دیگران سودده باشد ولی این عمل شما را از تبدیل شدن به یک سرمایهگذار مطلع باز میدارد و این آگاهی تنها رمز موفقیت درازمدت است.
۳) با نوسانات جزئی دلسرد نشوید:
در بند ۱ اهمیت تشخیص به موقع سودآوری سهام بیان شد. به عنوان یک سرمایهگذار با دید بلندمدت، نگران تغییرات قیمت در کوتاه مدت نباشید.
به خاطر داشته باشید که به جای نگرانی نسبت به نوسانات اجتنابناپذیر در کوتاه مدت به سرمایهگذاری خود مطمئن باشید.
یک سری از سرمایهگذاران از نوسانات روزانه سهم به دنبال سود هستند ولی سود بلندمدت وابسته به تغییرات دیگری در بازار است که ممکن است چند ماه به طول بینجامد. پس دید خود را برروی نظرات و تحقیقات خود متمرکز کنید.
۴) روی نسبت P/E تاکید نکنید:
سرمایه گذاران معمولاً اهمیت زیادی برای نسبت P/E قایل هستند. با وجود اینکه این نسبت ابزار مهمی در بازار است ولی اتکای تنها بر روی این متغیر برای خرید یا فروش خطرناک است. این نسبت باید در ترکیب با شاخصهای دیگر مورد ارزیابی قرار گیرد. بنابراین نسبت پایین P/E نشانگر ارزش بیشتر سهم نیست همان طور که نسبت بالا نشانگر پایینتر بودن ارزش واقعی سهام نمیباشد.
۵) به دام سهام ارزان قیمت نیافتید:
ممکن است برخی تصور کنند که سهم ارزان قیمت زیان کمتری دارند. در حقیقت سهام ارزان قیمت بسیار ریسکی تر از سهام با قیمت بالا هستند.
۶) انتخاب یک استراتژی مشخص و تمرکز روی آن:
افراد مختلف روشهای مختلفی برای خرید یا فروش سهام در بازار
بر میگزینند. روشهای مختلفی برای موفقیت در بازار وجود دارد و روش هیچ کس بر بر دیگران ارجحیت ندارد سرمایهگذاری که روش مشخصی برای خرید سهام نداشته باشد ممکن است در بلندمدت با زیان مواجه شود.
۷) آیندهنگر باشید:
سختترین بخش سرمایهگذاری در بازار سهام این است که سرمایهگذار تصمیماتی را اتخاذ میکند که نتایج آن در آینده مشخص می شود نکته ای که باید مدنظر داشت این است که با وجود استفاده از اطلاعات گذشته برای تصمیمگیری، آینده همه چیز را مشخص میکند. اگر پس از اینکه سهام یک شرکت با رشد قیمت مواجه شد این سوال را از خود بپرسید که آیا این سهم میتواند بالاتر رود این سوال شما را گمراه میکند. درحالیکه سرمایهگذار باید با بررسی وضعیت شرکت نسبت به خرید آن اقدام کند.
۸) دید بلند مدت داشته باشید:
سودهای کوتاه مدت اغلب باعث گمراهی سرمایهگذاران جدید می شود و داشتن دید بلندمدت برای یک سرمایهگذار ضروری است.
این بدان معنی نیست که خرید و فروش سهام منجر به کسب سود نمیشود ولی همانطور که قبلا اشاره شد سرمایهگذاری در بازار سهام و مبادله در بازار سهام روشهای متفاوتی برای کسب سود هستند. مبادله نیاز به ریسک پذیری بالا دارد. در نظر داشته باشید که این مبادلات نیاز به منابع مالی، دانش و ریسکپذیری بالا دارد.
نتیجهگیری: در این مقاله توصیههایی برای سهامداران با دید مدت ارائه شد. در نظر داشته باشید که در همه موارد فوق استثناهایی وجود دارد. ممکن است یک سرمایهگذار با توجه به شرایط در جهت عکس برخی از موارد فوق عمل کند ولی امید این است که توصیه های فوق در تصمیمگیری سرمایهگذاران در بازار سهام مفید باشد.
apantis :نویسنده
انجمن: اشتغال زایی و دانستنی های شغلی
March 11th, 2010 12:57 AM
:: :: :: art 7w , showtime 7w , jsc sport 7w :: :: ::
Free server to all cuberevo user !!!
host : free2all.sytes.net
port : 6900
user : all user begin cube like : cubecafe cubestar ...
pass : free4all
ali_sat1359 :نویسنده
انجمن: IPBOX
March 11th, 2010 12:57 AM
این موضوع آن قدر ساده است که اغلب فراموش میشود، اما نشانه یک فروشنده حرفه ای، آمادگی کامل و مرور تمام جزییات قبل از هر جلسه است بهترین فروشندگان آن هایی هستند که به طور مرتب مطالبی را که قرار است بگویند و جزییات مربوط به محصول را، قبل از هر جلسه با مشتری، مرور و بررسی کرده و پیش خود تکرار میکنند.
تصور کنید شما یک فروشنده هستید و قرار است امروز یکی از مهم ترین ملاقات های دوران کاری خود را برای به ثمر نشاندن یک فروش عمده داشته باشید، به نظر شما برای موفقیت در این ملاقات چه چیزهایی لازم است؟
شاید پاسخ شما به این پرسش مواردی از قبیل: رفتار مناسب، پوشیدن لباس شیک و رسمی، حضور به موقع سرجلسه و مواردی از این دست باشد اما یک نکته مهم در این جا وجود دارد و آن این که «فروشندگان موفق، قبل از هر ملاقاتی با مشتری، برای این رویارویی تمرینات کافی دارند و از این حیث خودشان را کاملا آماده می کنند.»
این موضوع آن قدر ساده است که اغلب فراموش می شود، اما نشانه یک فروشنده حرفه ای، آمادگی کامل و مرور تمام جزییات قبل از هر جلسه است بهترین فروشندگان آن هایی هستند که به طور مرتب مطالبی را که قرار است بگویند و جزییات مربوط به محصول را، قبل از هر جلسه با مشتری، مرور و بررسی کرده و پیش خود تکرار می کنند.
هیچ ورزشکاری را نمیبینید که قبل از شروع مسابقه خود را کاملا آماده نکند. در واقع مدت زمان لازم برای تمرینات، خیلی بیش تر از زمان مسابقه است. همین موضوع در مورد نیروهای نظامی نیز صحت دارد و زمانی که نیروهای زبده نظامی را میبینید، بلافاصله آموزش ها و تمرینات منظم و گسترده ای در نظرتان مجسم میشود. در هر زمینه ای، افرادی که کامل ترین آمادگی ها را کسب کرده و خودشان را وقف کارشان میکنند، به بالاترین سطح ارتقا پیدا میکنند و فروشندگی نیز از این موضوع مستثنا نیست.
با داشتن تجربه کم هم میتوان وارد دنیای خرید و فروش شد، ولی قسمت آسان کار همین جا تمام میشود؛ از این مرحله به بعد، تلاش سخت و آموزش مستمر برای کسب موفقیت ضروری است. پس اگر میخواهید جزو بهترینها باشید و بهترین نتایج را هم به دست آورید، باید راه بهترینها را بروید، یعنی خود را از هر جهت آماده کنید و حتی بیش از حد لازم است این کار را انجام دهید.
به پرسش نخست باز میگردیم؛ یکی دیگر از مواردی که برای موفقیت در امر فروشندگی لازم است، آشنایی شما به عنوان فروشنده، با وضعیت مشتری است؛ فروشنده ای که بیش ترین آشنایی را با وضعیت مشتری خود داشته باشد، به احتمال قوی برنده معامله خواهد بود. منظور از شناخت وضعیت مشتری، آگاهی از علایق، خواسته ها و سلیقه هایی است که مشتری را به سمت خرید سوق داده است. مثلا ممکن است مشتری شما از طرفداران پروپا قرص مدل های سنتی کالای مورد عرضه باشد، در این صورت هر چقدر شما بیش تر درباره نو بودن و مدرن بودن کالای خود با وی صحبت کنید، احتمال شکست خود را بالاتر می برید.
● روش فلدمن
بین انجام مقطعی یک معامله و کیفیت پرسش هایی که به مشکلات مشتری تاکید دارد، رابطه مستقیمی وجود دارد. تنها راه اطمینان از شفافیت و ارتباط سوالات با موضوع این است که آن ها را قبل از ملاقات با مشتری، کلمه به کلمه روی کاغذ بنویسید. جالب است بدانید بعضی از موفق ترین فروشندگان «متخصص طرح سوال» از مشتری بوده اند.
بن فلدمن، فروشنده ای که برای شرکت بیمه نیویورک کار می کرد، به عنوان بزرگ ترین فروشنده عصر حاضر شناخته شده است؛ وی هر شب مدت دو ساعت به مرور و تمرین مطالبش می پرداخت تا روز بعد آمادگی کامل داشته باشد.
او در کتاب «روش فلدمن» توضیح میدهد که موفقیت بزرگ وی عمدتا به خاطر توانایی های او در پرسیدن سوالات درست، در زمان درست بوده است. فلدمن متوجه شده بود که پرسش هایی مناسب و به جا، میتواند یک فرد بی علاقه یا منفی را گاهی در عرض چند ثانیه به یک مشتری تبدیل کند.
هینز گلدمن، از دیگر صاحبان عرصه فروش نیز در کتاب خود با نام «مشتری شناسی» میگوید: «۹۵ درصد فروشندگان فقط با اصلاح جملات خود به هنگام ارایه مطالب میتوانند نتایج بهتری به دست آورند. گزینش کلمات صحیح در یک پرسش یا پاسخ میتواند تاثیر عمیقی به جای بگذارد و تنها راه اطمینان از عالی بودن ساختار جملات، نوشتن آن ها روی کاغذ و تمرین مکرر آن هاست.»
● همیشه برنامه ریزی قبلی داشته باشید
پیش از ملاقات با مشتری، هدف هایتان را از این دیدار مشخص کنید. چیزهایی را که امیدوارید در این دیدار به دست آورید به تفکیک بنویسید. پس از ملاقات هم فورا هر چه را که بیان شده است یادداشت کنید. به حافظه تان اطمینان نداشته باشید؛ چینی ها ضرب المثلی دارند که می گوید: «دوام کم رنگ ترین مرکب، بیش تر از بهترین حافظه هاست.»
قبل از هر ملاقات با مشتری صرف نظر از تعداد دیدارهای قبلی با او، چند دقیقه ای را صرف مرور و بررسی پرونده او، وضعیت فعلی و یادداشت های قبلی خودتان بکنید. با انجام این کار، از افزایش فوق العاده میزان آمادگی و تاثیرگذاری خود تعجب خواهید کرد و مشتری ها نیز همیشه متوجه می شوند که شما تکلیفتان را انجام داده اید.
موفق ترین فروشندگان در هر رشته ای قبل از شروع به فروش و ارایه مطالب و پایان دادن به معامله، خودشان را کاملا آماده می کنند. آن ها همه چیز را پیشاپیش می سنجند و هیچ چیز را به شانس واگذار نمی کنند. به یاد داشته باشید که همین جزییات، تفاوت بین موفقیت و شکست است. فروشنده ای که وقت زیادی را صرف آشنایی با نیازهای خاص مشتری کرده باشد، موفق به ایجاد بالاترین سطح اعتماد و برقراری بهترین رابطه با مشتری خواهد شد.
پیش شرط اساسی هر معامله ای، ایجاد آمادگی کامل قبلی است.
apantis :نویسنده
انجمن: اشتغال زایی و دانستنی های شغلی
March 11th, 2010 12:55 AM
در دنیای ماشینی امروز، رضایت شغلی یکی از مؤلفههای مهم و مؤثر سلامت روان محسوب میشود و بدون تردید یادگیری اصولی که بتواند به ایجاد یا افزایش رضایت شغلی در ما منجر شود، به طریق اولی خواهد توانست سلامت روان ما را نیز ارتقا بخشد…
آقای هنری، مسوول روابط عمومی یک بوتیک در منهتن است، با سه همکار و دو رییس. بوتیکی که او در آن کار میکند وابسته به شرکت بزرگی است که روزگاری به خاطر برنده شدن جایزههای مکرر و داشتن مشتریهای زیاد مشهور بود اما امروز آقای هنری در روز با بیشتر از پنج مشتری سر و کله نمیزند و صاحبان هم فکر نمیکنند دیگر به آن روزها برگردند چون شرکتشان نمیتواند به روزهای اوج خود باز گردد. همین مساله باعث شده که کارمندانی چون آقای هنری کمکم به سرنوشت مترجمان حق التحریر دچار شوند: پرداختهای دیر به دیر و سر انجام اخراج. هنری میگوید: «شرایط من مثل یک کشتی در حال غرق شدن است. احساس میکنم پارانویا دارم. به وضوح میبینم که از تعداد افراد کارآمد کم شده و صاحبان مغازهها هم دیگر نبوغ تجاری گذشته را ندارند. من سعی میکنم از این گرداب فرار کنم.»
اما او نمیتواند. مدت یک سال است که او دنبال کاری خارج از حیطه روابط عمومی میرود اما در سه ماه گذشته حتی یک مورد هم پیدا نکرده است. تمام زمینههایی که هنری مایل است در آنها کار کند، دچار بحران اقتصادیاند و هیچ یک نیروی جدید استخدام نمیکنند. هنری حتی در شرکت فعلی خود هم امنیت شغلی ندارد و آنجا هم همه چیز روز به روز بدتر میشود. البته او تنها کسی نیست که از این موضوع رنج میبرد. مطابق آماری که سایت «کریربیلدر» در سال ۲۰۰۹ ارایه داده ۳۰ درصد کارمندان از شغل خود ناراضی هستند اما به توجه به بحران جهانی کنونی، این ۳۰ درصد هم آرزو میکنند شغلی فعلیشان را از دست ندهند چون میترسند نتوانند کار دیگری پیدا کنند.
خانم کلی انترن ۲۲ ساله، یکی از همین افراد است. حقوق او کمتر از حداقل دستمزد است و بیمه درمانی هم ندارد اما با وجود اینکه از کارش ناراضی است میگوید که ترس او را سر جایش نگه میدارد: «بعد از گذشتن سه ماه از فارغ التحصیل شدنم خیلی دنبال کار گشتم و بالاخره موفق شدم این یکی را پیدا کنم. ابتدا قصد داشتم تا پایان سال گذشته اینجا بمانم اما نمیتوانم این شغل را رها کنم. معلوم نیست بتوانم شغل دیگری پیدا کنم.» البته ترس از پیدا نکردن شغل دیگر، تنها دلیلی نیست که کسانی را که از شغلشان متنفرند سرجایشان مینشاند. دلیل دیگر ترس از دست دادن مزایاست.
● چه کنیم؟
اگر به خاطر شرایط اقتصادی میترسید شغل خود را رها کنید و دنبال شغل تازه باشید، میتوانید به ۱۰ روش زیر که از سوی کارشناسان توصیه شده عمل کنید. این روشها شغلتان را قابل تحمل میکند تا زمانی که فرصت شغلی دیگری بیابید.
۱) واقعگرا باشید: بسیاری از کارشناسان توصیه میکنند شغلتان را رها نکنید، مگر اینکه توانسته باشید کار دیگری دست و پا کنید.
شما خوش شانساید که شغلی دارید حتی اگر از آن بیزارید اما این کارشناسان در عین حال معتقدند نباید فکر کنید که شانس پیدا کردن شغل دیگر را به هیچ وجه ندارید. اگر دنبال کار دیگر نباشید، مسلما موقعیت شغلی جدید پیدا نمیکنید.
۲) دیدگاهتان را عوض کنید: احتمالا فکر میکنید در موقعیتی هستید که از جایگاه واقعی شما فاصله دارد. بهتر است طور دیگری فکر کنید: شغلی که هماکنون دارید مانع نیست بلکه سکوی پرش شماست. اگر باور کنید که شغل شما به زندگی شما ارزش میدهد، به تلاش خود خواهید افزود. شغل شما، اجاره خانهتان را پرداخت میکند. از مزایای آن استفاده میکنید. به شما این فرصت را میدهد که با افراد جدید آشنا شوید و استعدادهای شما را شکوفا میکند.
۳) موقعیتهای پنهان را کشف کنید: در حیطه همین شغلی که دارید، حتما کاری هست که دوست دارید انجامش دهید و واقعا هم خوب انجامش میدهید. آن را پیدا کنید. با موفقیت انجامش دهید و مطمئن شوید این کاری است که شما بهتر از هر کس دیگر میتوانید انجامش دهید. این تضمینکننده ارزش افزوده شماست.
۴) خوبیهای شغلتان را پیدا کنید: وقتی از شغلتان ناراضی هستید، همیشه به قسمتهای نفرتانگیز کارتان فکر میکنید. اشتباه است. حتما بخشهایی از کارتان را دوست دارید. روی آن قسمتها تمرکز کنید. مثلا به همکاری که دوستش دارید، فکر کنید یا جلسات، ماموریتها و کارگاههای آموزشی که از وقت صرف کردن در آنها لذت میبرید. بهتر است در روز وقت بیشتری برای اموری که به آن علاقه دارید، صرف کنید.
۵) چیزهایی که دوست ندارید، بررسی کنید: وقتی از شغلتان راضی نیستید، مهمترین کار این است که دلیل این ناراضی بودن چیست. با این کار دقیقا میفهمید از چه چیزی رنج میبرید و این تحمل شرایط را برایتان آسانتر میکند. با این کار میفهمید چه چیزهایی را نباید در شغل آیندهتان تکرار کنید.
۶) روی مسایل مورد علاقهتان تمرکز کنید، مثلا فیش حقوقیتان: در هر فلاکتی موقعیت خوبی هم وجود دارد و اگر آن را نبینید، احتمالا در شغل آیندهتان هم به بنبست میرسید. کارهایی که از انجام دادنشان لذت میبرید، لیست کنید و سعی کنید از این کارها بیشتر انجام دهید. حتما چیزهایی هستند که خوشتان میآید یا خوشتان میآمده، وگرنه از ابتدا این شغل را قبول نمیکردید.
۷) روی استعدادهایتان سرمایهگذاری کنید: به مدارس شبانه بروید. عشقتان را دنبال کنید. یک مربی زندگی استخدام کنید. به سرگرمیهایتان برسید. با پرورش استعدادهایتان و قویتر کردن خود، کاری کنید که پول قادر به انجام آن نیست.
۸) افرادی که مثل خودتان هستند، پیدا کنید: شما تنها کسی نیستید که از شغلتان متنفرید و اولین کسی هم نیستید که میخواهید از این موقعیت نجات پیدا کنید. میتوانید با همکاران قدیمیتان که هم اکنون شغل دیگری دارند شبکه تشکیل دهید.
۹) دنیای خود را نو کنید: بسیاری از کارمندان میخواهند کارشان را عوض کنند چون احساس میکنند دیگر پویا نیستند و میخواهند در محیطی دیگر این مساله را حل کنند. یادگرفتن کارهای جدید و بالا بردن توانمندیها، آشنا شدن با آدمهای جدید و ایجاد رقابت راههایی هستند که ذهنتان را مشغول میکنند تا به نفرت از شغلتان فکر نکنید.
۱۰) داوطلب شوید: دنبال موقعیتهایی باشید که میتوانید داوطلبانه در آن مشغول شوید. مثلا ماموریتی که به نیروی کمکی احتیاج دارد یا کمیتهای که میخواهد توسعه یابد. برای چنین کارهایی داوطلب شوید و از انجام دادن کارهایی که دوست دارید، لذت ببرید حتی ممکن است از این راه شغل دیگری گیرتان بیاید.
apantis :نویسنده
انجمن: اشتغال زایی و دانستنی های شغلی
March 11th, 2010 12:49 AM
هرچقدر استراتژی جامعی برای بازاریابی داشته باشید، باز از دانستن نکاتی جهت هدف گیری دقیق مشتریان محصولات و خدمات تان بی نیاز نخواهید بود. در ذیل یکصد نکته بازاریابی برای کلیه کسب و کارهای خرد و کلان ارائه می گردد.
▪ ایده های کلی
۱) نگذارید روزتان بدون پرداختن به حداقل یک فعالیت بازاریابی شب شود.
۲) درصدی از درآمد ناخالص خود را به عنوان بودجه سالیانه بازاریابی تعیین کنید.
۳) هر سال اهداف خاص بازاریابی را تعیین و هر سه ماه یک بار آنها را ارزیابی و تنظیم نمایید.
۴) یک پوشه برای نگهداری ایده های بازاریابی اختصاص دهید.
۵) هر روز و هر ساعت کارت ویزیت را همراه تان داشته باشید.
۶) یک سنجاق سینه شخصی با آرم شرکت تان طراحی کنید و در جلسات به کت خود بزنید.
▪ بازار هدف
۷) نسبت به تحولاتی که شاید روی بازار هدف، محصول یا استراتژی بازاریابی شما تاثیر بگذارد، هوشیار باشید.
۸) مطالعات تحقیق بازاریابی درباره حرفه، صنعت، محصول و گروه های بازار هدف خود را بخوانید.
۹) آگهی های رقبای خود را گردآوری کنید و با مطالعه آنها، اطلاعاتی درباره استراتژی، ویژگی ها و مزایای محصولات آنها به دست آورید.
۱۰) از مشتریان بپرسید چرا شما را انتخاب کردند و خواستار توصیه هایی برای بهبود کیفیت شوید.
۱۱) از مشتریان سابق بپرسید چرا شما را رها کردند.
۱۲) بازار جدیدی شناسایی کنید.
۱۳) به یک فهرست پستی مربوط به حرفه تان بپیوندید.
▪ توسعه محصول
۱۴) یک خدمت، تکنیک یا محصول جدید ارائه دهید.
۱۵) نسخه ای ساده تر، ارزان تر یا کوچک تر از محصول یا خدمت خود پدید آورید.
۱۶) نسخه ای شکیل تر، گران تر، سریع تر یا بزرگتر از محصول یا خدمت خود ارائه دهید.
۱۷) خدمات خود را بهنگام کنید.
▪ آموزش، منابع و اطلاعات
۱۸) یک تیم مشاوره در زمینه بازاریابی و روابط عمومی مرکب از همکاران و صاحبان کسب و کارهای مشابه را گردهم آورید و به تبادل اندیشه و مسائل صنفی بپردازید.
۱۹) برای کارکنان خود یک صندوق پیشنهادات بگذارید.
۲۰) در سمینارهای بازاریابی حضور یابید.
۲۱) کتاب های بازاریابی را بخوانید.
۲۲) مشترک نشریات مکتوب و اینترنتی بازاریابی شوید.
۲۳) هرماه یک جلسه بازاریابی با کارکنان یا مباشران خود بگذارید تا درباره استراتژی و وضعیت بازار بحث کنید و ایده های تازه بگیرید.
۲۴) به انجمن یا سازمان های مرتبط با حرفه تان ملحق شوید.
۲۵) یک پوشه را برای یافتن طراح، نویسنده و سایر حرفه ای های بازاریابی کنار بگذارید.
۲۶) یک مشاور بازاریابی جهت همفکری استخدام کنید.
۲۷) «سفری خلاق» به شهر یا کشوری مترقی داشته باشید تا تکنیک های بازاریابی آنجا را یاد بگیرید.
▪ قیمت گذاری و پرداخت
۲۸) ساختار قیمت گذاری تان را تجزیه و تحلیل کنید و ببینید کجای آن نیاز به اصلاح و تنظیم دارد.
۲۹) به مشتریان امکان دهید با کارت اعتباری پرداخت کنند.
۳۰) به مشتریان ثابت، تخفیف دهید.
۳۱) شگردهای معامله پایاپای را بیاموزید. به اعضای برخی باشگاه ها، گروه های حرفه ای و سازمان ها در مقابل تبلیغ محصولات و خدمات شما در نشریات شان تخفیف بدهید.
۳۲) برای «پرداخت های سریع» و نقد، تخفیف قائل شوید و از مشتریان ثابت به صورت قسطی پول بگیرید.
▪ ارتباطات بازاریابی
۳۳) برای مشتریان کنونی و بالقوه تان یک خبرنامه منتشر کنید.
۳۴) بروشوری از محصولات و خدمات تان را چاپ کنید.
۳۵) همراه بروشورهای خود یک برگه نظرسنجی بگنجانید که پول تمبرش را شما پرداخته اید. بدین ترتیب می توانید بازخورد ارزشمندی از مشتریان دریافت کنید.
۳۶) یادتان باشد کارت ویزیت درون جعبه کارایی ندارد، حتما آن را پخش کنید. به هر مشتری بالقوه دو کارت ویزیت و بروشور بدهید تا یکی را نگه دارد و دیگری را به دوستانش بدهد.
۳۷) برای هرکدام از بخش های بازار هدف تان یک کارت ویزیت و بروشور خاص طراحی کنید، (مثلا یکی برای سازمان ها و نهادهای دولتی و یکی برای کاسب کارها و مصرف کنندگان)
۳۸) یک پوستر یا تقویم با آرم شرکت تان چاپ کنید و به مشتریان هدیه بدهید.
۳۹) روی سربرگ، برگه های فاکس یا صورتحساب، شعار یا جمله ای در وصف فعالیت خود به چاپ برسانید.
۴۰) در بروشورهای خود نظرات مثبت مشتریان درباره کالا و خدمات خود را به چاپ برسانید.
۴۱) یک فهرست پستی جدید را امتحان کنید. اگر به ثمر ننشست، آن را به فهرست های کنونی پست مستقیم خود بیافزایید یا به فکر کنار گذاشتن فهرستی بیافتید که توقعات شما را برآورده نمی کند.
۴۲) برای بازاریابی به شیوه پست مستقیم از پاکت های رنگی یا بزرگ استفاده کنید یا نامه هایی را روی کاغذ سفید بدون خط بفرستید تا کنجکاوی گیرنده را برانگیزد.
▪ رابطه با رسانه ها
۴۳) از انتشار نشریات جدید متوجه شوید تا اخبار خود را به رسانه و فرد مناسب بفرستید.
۴۴) در روزنامه های عادی یا اقتصادی و نشریات تخصصی مطلب بنویسید.
۴۵) مقاله ای به قلم خود چاپ کنید و نسخه های آن را برای همکاران تان بفرستید.
۴۶) در تنظیم اخبار فعالیت شرکت خود کوشا باشید و آنها را به موقع و چندین بار برای مطبوعات ارسال کنید.
۴۷) یکصدمین، پانصدمین یا یکصد هزارمین مشتری خود را در مطبوعات معرفی کنید.
۴۸) یک جایزه سالیانه به راه اندازید و آن را در بوق و کرنا کنید. مثلا می توانید به بهترین کارمند سال شرکت یا سازمان خود جایزه بدهید.
۴۹) در زمینه رسانه و روابط عمومی آموزش ببینید یا مطالبی درباره آن بخوانید.
۵۰) در برنامه های رادیویی و تلویزیونی حضور یابید.
۵۱) در مورد صنعت یا تخصص خود سفارش یک برنامه تلویزیونی بدهید و آن را به شبکه محلی خود بدهید تا به عنوان یک برنامه عادی پخش کند.
۵۲) نامه ای به سردبیر روزنامه یا مجله محلی تان بنویسید و او را به ناهار دعوت کنید.
۵۳) اخبار خود را همراه عکس مربوطه به مطبوعات بفرستید.
۵۴) مرتبا روزنامه ها و مجلات را برای یافتن فرصت های روابط عمومی بخوانید.
۵۵) برای مطبوعات مقالات «راهنما» درباره حوزه تخصصی کسب و کارتان بفرستید.
۵۶) در صنعت خود تحقیق کنید و پس از کشف یافته ای مهم، آن را در اختیار مطبوعات بگذارید.
▪ خدمات مشتری و رابطه با مشتری
۵۷) از مشتریان تان بخواهید که بازگردند.
۵۸) تماس های تلفنی مشتریان را بدون فوت وقت پاسخ دهید.
۵۹) روی دستگاه پیامگیر تلفن، اطلاعات مهم مانند ساعات کار شرکت، مکان و فرد پاسخگو را ضبط کنید.
۶۰) روی دستگاه پیامگیر تلفن، پیامی بیادماندنی یا «نکته روز» را ضبط نمایید.
۶۱) برای مشتریان تان نمایش یا هر رویداد جالب دیگر را سازماندهی کنید یا بلیت تئاتر و سینما و… برایشان بفرستید.
۶۲) در دفترتان با حضور مشتریان یک سمینار برگزار کنید.
۶۳) تشکرنامه های دستنویس خوش خط برای مشتریان بفرستید. می توانید برای جشن تولدشان یا سایر مناسبت های سال، کارت تبریک ارسال کنید.
۶۴) مقالات جالب را کپی کنید و همراه کارت ویزیت و بروشورتان برای مشتریان کنونی یا بالقوه بفرستید.
۶۵) بخشی از وب سایت خود را به مشتریان اختصاص دهید.
۶۶) هرازگاهی دکور محل ملاقات خود با مشتریان را از نو طراحی کنید.
▪ شبکه رابط ها و تبلیغ دهان به دهان
۶۷) به یک اتاق بازرگانی یا سایر سازمان های مرتبط بپیوندید.
۶۸) بروشور خود را برای اعضای سازمان هایی که عضویت شان را دارید، بفرستید.
۶۹) در ایام تعطیل، میهمانی تجاری بگیرید.
۷۰) پس از شرکت در یک همایش، برای شرکت کنندگان آن نامه بفرستید.
▪ تبلیغات
۷۱) در فصل های اوج فعالیت تجاری برای کسب و کارتان تبلیغ کنید.
۷۲) یک شماره تلفن راحت و بیاد ماندنی بگیرید.
۷۳) برای سایت اینترنتی خود، آدرس بیادماندنی انتخاب کنید و آن را در کلیه ارتباطات بازرگانی قید نمایید.
۷۴) از طریق پست مستقیم، کسب و کار خود را مشترکا با سایر حرفه ای ها تبلیغ کنید.
۷۵) در یک دایرکتوری ویژه یا کتاب زرد تبلیغ نمایید.
۷۶) به منظور دستیابی به بازارهای خارجی، آگهی دو یا چند زبانه چاپ کنید. این آگهی را در نشریه ای پرمخاطب قرار دهید.
۷۷) به مشتریان خود هدایای تبلیغاتی نظیر خودکار، پدماوس یا ماگ بدهید.
۷۸) درون پاکت نامه یا مرسولات پستی، چیزی برجسته بگذارید تا کنجکاوی گیرنده تحریک شود.
۷۹) مقابل پیاده روی دفترتان به کمک لیزر یک پیام تبلیغاتی بتابانید.
۸۰) برچسب های جالبی برای نصب روی شیشه اتومبیل طراحی و بین مشتریان توزیع کنید.
۸۱) آگهی های خود را کدگذاری و نتایج شان را دنبال کنید.
۸۲) تابلو ساختمان تان و تابلوهای راهنمای داخلی و خارجی آن را بهبود ببخشید.
۸۳) اگر فکر می کنید آرم شرکت شما منسوخ شده، آن را از نو رنگ آمیزی کنید.
۸۴) حامی مالی یک مسابقه ورزشی یا برنامه رادیویی و تلویزیونی شوید.
▪ رویدادهای ویژه
۸۵) در نمایشگاه های مربوط به حرفه تان، حتما یک غرفه بگیرید.
۸۶) همراه سازمان های غیرانتفاعی، مانند موسسات حمایت از کودکان معلول، اسپانسر یک برنامه یا ضیافت شوید.
۸۷) در دبیرستان ها سخنرانی کنید و به دانشجویان درباره حرفه آینده شان توصیه کنید.
۸۸) خیابانی در منطقه جغرافیایی تان انتخاب و اعلام کنید که نظافت آن را سازمان یا شرکت شما برعهده می گیرد. رهگذران با دیدن نام و آرم شما، متوجه اقدام پسندیده تان خواهند شد.
۸۹) بخشی از وقت و پول خود را به سازمان های خیریه یا غیرانتفاعی اختصاص دهید و نتایج آن را در مطبوعات به چاپ برسانید.
۹۰) یک سی دی یا فیلم آموزشی درباره خدمات خود تهیه کنید.
۹۱) کتاب تالیف کنید.
▪ ایده های فروش
۹۲) روزنامه ها و نشریات تخصصی را برای به دست آوردن فرصت های تازه تجاری و آگاهی یافتن از عزل و نصب های شرکت ها بخوانید.
۹۳) شعارها و استراتژی های بازاریابی تان را به اطلاع وکیل، حسابدار، بانکدار، تعمیرکار و کانون تبلیغاتی تان برسانید و بدین ترتیب نیروی فروش خود را به رایگان گسترش دهید.
۹۴) ساعات فعالیت خود را افزایش دهید.
۹۵) حتی در ایام تعطیل گروهی را جهت ارائه خدمات به مشتریان اختصاص دهید.
۹۶) نمونه های محصولات خود را در دفترتان به نمایش بگذارید.
۹۷) به مشتریان سابق تلفن بزنید یا برایشان نامه بفرستید تا آنها را دوباره جذب کنید.
۹۸) از طریق اینترنت سفارش بگیرید.
۹۹) به مشتریان اینترنتی خود اطمینان دهید که سیستم امنیتی سایت شما قابل اعتماد است.
۱۰۰) از زمان پاسخگویی به سفارش ها بکاهید و روند سفارش مجدد را تسهیل کنید.
apantis :نویسنده
انجمن: اشتغال زایی و دانستنی های شغلی
March 11th, 2010 12:46 AM
● ۲۰ روش برای تحت تاثیر قرار دادن رئیس اداره
همه می خواهند به بهترین وجه در محل کار ظاهر شـوند تا اطـمینـان یـابند که پله های ترقی را طی خواهند کرد و ترفیع رتبه خواهند گرفت. در این مورد فکر کنید، چه کـاری باید بکنید تا بتوانید از سایرین جلو افتاده و نظرها را جلب کنید؟
تصور ما بر این است که برای جلو افتادن از سایرین، حتماً بـاید کارهایی عجیب و بـاورنـکردنی انجام دهیم و تا آنـجـا که مـی تـوانـیـم کار کنیم. اگر چه درازای کلیه این زحمات حقوق دریافت خواهیم کرد، اما این کافی نیست. یک نکته را برایتان بازگو میکنم، چه در زندگی خصوصی و عاطفیتان و چـه در زندگی کاریـتـان، فقـط جـزئـیـات مـهـم هسـتـنـد. ایـنــکـه لباسی مناسب بپوشید، تـلفـن هـای خصوصیتان را کوتاه کنید و در کارهای گروهی شرکت کنیدممکن است بسیار موثر باشد. در ایـنجا به مواردی اشاره خـواهیم کرد، که با انجام آنها صد در صد مورد توجه رئیس قرار خواهید گرفت.
▪ ظاهرخوب داشته باشید
▪ کیف دستی با خود حمل کنید
اینکه هر روز با کیف دستی وارد و خارج شرکت شوید به دیگران این احساس را میدهد که شما در کارتان فعال هستید، حتی اگر پشت میز کارتان هم نباشید. ممکن است این کیف را فقط برای حمل ناهارتان به دست گیرید، اما تاثیر بسیار خوبی خواهد گذاشت.
▪ صاف بنشینید
صاف نشستن و صاف و با غرور ایستادن علائم فیزیکی هستند که نشان می دهند شما فردی با اعتماد به نفس بالا هستید. نگذارید که دیگران شما را در حالیکه جلوی کامپیوتر خمیده شده اید ببینند، مگر اینکه حین اضافه کاری باشید و دیگر توانایی صاف نشستن را نداشته باشید.
▪ وقت شناس باشید
هیچ کس دوست ندارد که برای کسی منتظر بایستد، پس سعی کنید که همیشه سر وقت باشید. من همیشه به دوستانم می گویم: “انتظار نداشته باشید که زود بیایم، اما دیر هم نمی آیم.” وقت شناس باشید.
▪ زندگی خصوصیتان را وارد کار نکنید
کار خوبی که یک کارمند می تواند انجام دهد این است که زندگی خصوصی خود را از کار جدا کند، یعنی تا زمانی که در محل کار است کاملاً متوجه و درگیر کار باشد و وقت
خود را مثلاً به تلفن های مداوم به نامزدش نگذراند.
▪ نگران نباشید، خوشحال باشید
لبخند زدن مسری است، این باعث می شود که دیگران کمتر از شما شاکی باشند، به خصوص زمانی که کاری اشتباه انجام داده باشید.
▪ خوب لباس بپوشید و خوشبو ظاهر شوید
همیشه با خود آدامس های نعنایی یا شانه جیبی داشته باشید که بسیار مفید است. مهم نیست دیگران چه می گویند، اما به یاد داشته باشید که مردم هنوز از روی ظاهر در مورد افراد قضاوت می کنند. پس خوب لباس بپوشید .
▪ محیط کارتان را تمییز و منظم نگاه دارید
اینکه میز کارتان را همیشه منظم و تمییز نگاه دارید و همه ورق ها را سر جای خود بگذارید راه خوبی است تا به رئیس خود بفهمانید که شما در همه کارها فردی منظم هستید.
▪ حرف های خوب بزنید
بدانید که در مورد چه صحبت می کنید
نگاهی به روزنامه صبح بیاندازید، از پیشرفتهای جدید در زمینه کاری خود آگاه شوید و بدانید که در کارتان چه می گذرد. اینکه همیشه اطلاعات خود را بیشتر کنید، در صحبت کردن شما بسیار کمک خواهد کرد.
در هنگام صحبت از دستانتان هم کمک بگیرید
نترسید که هنگام صحبت کردن از دستانتان هم کمک بگیرید. حتماً لازم نیست که یک ایتالیایی باشید تا قادر به انجام این کار باشید، خیلی طبیعی رفتار کنید.
▪ همیشه یک لطیفه آماده تعریف داشته باشید
اگرچه دوست نخواهید داشت که دلقک شرکت باشید، اما خوب است که در زمان مناسب جوک و لطیفه هم تعریف کنید.
▪ غیبت کردن را کنار بگذارید
هرچند که ممکن است خیلی کار سرگرم کننده ای باشد، اما غیبت کردن مثل سمی کشنده می تواند کارتان را به سرعت از دستتان خارج کند. دست از این کارها برداشته و کاری به زندگی خصوصی دیگران نداشته باشید.
▪ یاد بگیرید که گاهی هم لازم است حرف نزنید
گاهی اوقات بهترین و عاقلانه ترین کار این است که صبر کرده و حرفی نزنید. اگرچه وقتی حرف ارزشمند برای زدن دارید خوب است که در بحث شرکت کنید، اما اگر میخواهید مدام حرف های تکراری صد سال پیش را در یک بحث به میان بکشید، بهتر است که اصلاً چیزی نگویید. با اینکار حتی ممکن است دیگران تصور کنند که مشغول فکر کردن به حرف های آنها هستید و این خیلی خوب است و به یاد داشته باشید که در یک بحث هیچگاه سر دیگران فریاد نزنید.
▪ لاف نزنید
هیچ کس علاقه ای به افراد خود ستا و لاف زن ندارد. پس متوجه باشید که چه میگویید و مدام کارهایی را که انجام داده اید را بزرگنمایی نکنید.
▪ خوب باشید و کارهای خوب بکنید
▪ اضافه کاری کنید
اگر اینکه همیشه دنبال کار بیشتر باشید و کار بیشتر از رئیس طلب کنید و این برایتان به صورت عادت در بیاید، مطمئن باشید که رئیس حتماً متوجه این مسئله خواهد بود به خصوص زمانی که می خواهد ترفیع رتبه ای بدهد شما در ذهنش خواهید ماند. نگران پولش هم نباشید، هیچ زحمتی بی جواب نمی ماند.
هیچگاه با یکی از همکارانتان وارد مسائل عاشقانه نشوید
من نمی دانم که چقدر این منشی جدید ممکن است جذاب باشد یا همینطور یکی از همکارانتان، اما توصیه می کنم که طرفش نروید. این ممکن است از سردردها و قلب دردهای آتی جلوگیری کند.
همیشه کنترل خود را در دست داشته باشید
نمی گویم باید در بحث با همکارانتان اصلاً ناراحت یا نگران نباشید، می گویم هیچ گاه کنترل خود را از دست ندهید. این باعث می شود که زیر دستانتان احترام بیشتری برایتان قائل شوند و بالا دستتان هم تحت تاثیر قرار خواهد گرفت.
▪ مراقب باشید که چه سایت هایی را در اینترنت بررسی می کنید
بدانید که در محیط کار همیشه باید به فکر کار باشید. پس حتی در زمان بیکاریتان هم نباید خود را مشغول بازرسی سایت های نا مربوط کنید.
▪ با همکارانتان خوش رفتار باشید
نباید بیش از حد فضول جلوه کنید، اما به یاد داشتن تاریخ تولد و آخرین خبرها در مورد همکارانتان بسیار خوب خواهد بود و آنها را به شما علاقه مند خواهد کرد.
▪ گاهی یک رهبر باشید
از اینکه در مواقع خاص پست رهبری بگیرید واهمه نداشته باشید. وقتی یکی از همکاران قدیمی در حال بازنشست شدن است، یک مهمانی خداحافظی برای او ترتیب دهید و… همیشه برای این کارها داوطلب باشید و با اینکار دیگران به سرعت به شما علاقه مند خواهند شد.
▪ به قوانین و ########## های شرکت احترام بگذارید
همیشه در هر شرکتی یک سری قانون وجود دارد که کارکنان همه موظف به اطاعت از آن هستند. پس به یاد داشته باشید که هیچگاه قوانین شرکت را زیر پا نگذارید.
▪ یک کار خوب
همیشه جزئیات هستند که تصویر بزرگ را می سازند. با رعایت کردن این موارد کوچک، خواهید توانست که تصویر خود را نزد رئیس و همکارانتان هر چه بهتر کنید. پس به هوش باشید. شما را روی نردبان ترقی ببینیم!
apantis :نویسنده
انجمن: اشتغال زایی و دانستنی های شغلی
March 11th, 2010 12:43 AM
در اینجا برای شما چند راهکار در معامله را ذکر می کنیم. به این نکته ها خوب دقت کنید و آن ها را در مغزتان حک کنید.
۱) هیچگاه اولین پیشنهاد را شما ندهید
بسیار ساده است، اینطور نیست؟ تا آنجا که می توانید، در هر موقعیتی هم که برای معامله قرار دارید، اولین پیشنهاد را شما ندهید. ببینید که طرف مقابلتان اهل کجاست و با این کار تا حدودی می توانید بفهمید که مایل است چقدر جنس را معامله کند. اگر طرف شما با یک پیشنهاد بزرگ جلو آمد، نشان می دهد که ممکن است معامله انجام نشود و آنها راهشان را بکشند و بروند چون سنگ بزرگ همیشه نشانه نزدن است. با رعایت این نکته می توانید از قصد و نیت طرفتان باخبر شوید.
۲) همیشه دو خریدار را در کنار هم قرار دهید
کاری که به شما خیلی قدرت عمل می دهد این است که همیشه برای یک جنس مشخص دو خریدار را کنار هم قرار دهید. چه در کار باشد و چه در زندگی یا عشق، اینکه دو نفر خواستار شما باشند همیشه باعث افزایش قدرت شما می شود.
۳) همیشه قیمت بالاتری بدهید
همیشه قیمتی بالاتر از قیمت واقعی خودتان اعلام کنید، اما نه اینقدر بالا که کسی حتی برای نگاه کردن هم جلو نیاید چون با اینکار فقط یک طمعکار جلوه خواهید کرد.
۴) هیچوقت خود را مشتاق نشان ندهید
هر چقدر هم که به نظرتان معامله عالی باشد و کلی با آن سود کرده باشید و بسیار خوشحال باشید، هیچوقت چهره خود را شاد و مشتاق به طرف مقابل نشان ندهید. چون با اینکار درونتان را به آنها نشان خواهید داد و این اصلاً خوب نیست. همیشه خونسرد و آرام باشید.
۵) همیشه برای ترک معامله آماده باشید
اصلاً مهم نیست که چقدر دوست دارید آن معامله انجام شود، باید همیشه خود را برای سر نگرفتن معامله هم آماده نشان دهید. ممکن است این سخت ترین کار در طی یک معامله باشد، اما گاهی بسیار به نفع شما خواهد بود. اگر می بینید که معامله ای درست نیست و ممکن است سرتان کلاه گذاشته شود، می توانید سریعاً کناره گیری کنید.
۶) فکر کنید که طرف معامله به شما نیاز دارد
یکی از سخت ترین قسمت های معامله این است که شما فکر کنید طرف شدیداً به شما نیاز دارد. اگر اینطور فکر نکنید، اعتمد به نفستان پایین خواهد آمد. همیشه در ذهنتان مجسم کنید که طرف معامله عمیقاً خواستار کالای شماست.
۷) یاد بگیرید که ساکت بمانید
گاهی اوقات وقتی پیشنهادی به شما ارائه می شود، خیلی مهم است که جوابی نداده و چیزی نگویید. برای ۳۰ دقیقه، ۹۰ دقیقه، یک ساعت، برای هر چقدر که شده دهانتان را باز نکنید. سکوتی ناراحت کننده ایجاد کنید و طرف مقابل برای شکستن این سکوت جزئیات بیشتری بیان خواهد کرد. شما ساکت بمانید، کناره گیری نکنید اما فقط به آنچه که طرف مقابل بازگو می کند گوش فرا دهید.
۸) در مورد همه چیز تحقیق کنید.
چه با دانستن در مورد گذشته طرف معامله تان باشد، چه اتفاقاتی که در مغازه می افتد یا تحقیق در مورد کالای مورد نظر باشد، همیشه بدانید که در چه مورد می خواهید صحبت کنید.
۹) هیچوقت در وسط کار معامله را بر هم نزنید
در معاملات همیشه تخفیف و امتیاز دهی صورت می گیرد. مهم نیست که از چقدر می گذرید تا معامله را تمام کنید، اما مهم این است که معامله نباید بر هم بخورد. هر چند که ممکن است آخر کار اصلاً رضایت زیادی از آن معامله نداشته باشید.
۱۰) همیشه مودب باشید
مهم نیست که طرف مقلبلتان با شما بد حرف می زند یا کالایتان را تحقیر می کند، شما هیچگاه خونسردیتان را از دست ندهید و به طرف مقابل فحش و بد و بیراه نکشید. با بدرفتاری چیزی جز شرمندگی نصیبتان نخواهد شد.
کار را به نماینده تان بسپارید!
ممکن است هر چند بار هم که این مقاله را بخوانید باز احساس کنید که هنوز در معامله استاد نشده اید. بنابراین در اینجا به آخرین توصیه اشاره می کنم که از تمام این نکات با ارزش تر است: اگر شک دارید، یا حوصله این کارها را ندارید، نماینده ای برای خود پیدا کنید که این کارهایتان را انجام دهد. این نماینده هر کسی می تواند باشد، یک وکیل حقوقی یا یکی از همکاران باتجربه، ولی به هر حال مسئله مهم این است که اگر حوصله ندارید به هیچ وجه این کار را خودتان انجام ندهید
apantis :نویسنده
انجمن: اشتغال زایی و دانستنی های شغلی
March 11th, 2010 12:38 AM
اگر شما فروشنده ای هستید که با شرکت های مختلف در ارتباط باشد یا شرکتی هستید که به افراد خدمات ارائه می کنید، در هر صورت گاهی مجبور خواهید شد که ارزشهای خود را از طریق تبلیغات نوشتاری، تلویزیونی، تماس های تلفنی و یا حضور در جلسات به اطلاع مشتری برسانید.
موفقیت در توجیه مشتریان، موفقیت در تجارت است.خبر خوش آنکه برای تهیه یک پیام تأثیرگذار احتیاجی نیست که شما یک نویسنده یا سخنران حرفه ای باشید. به آسانی می توانید با استفاده از ۳ راهکار زیر نتایج غیر قابل باوری را بدست آورید.
● راهکار شماره ۱: الگوهای ذهنی مخاطب را به هم بریزید
سوالات، بحث های متفرقه و واقعیت های اجتماعی را پیش بکشید. به این ترتیب ذهن مخاطب تحریک می شود و سلول های خاکستری مغز به فعالیت وادار می شوند. الگوهایی که در ذهن قرار دارد، از بین می رود و حواس مخاطب متمرکز می شود. پرسیدن سوال بسیار مفید است زیرا ذهن را در حالت پاسخگویی و آمادگی در می آورد.
تأثیر روانی راهکار شماره ۱ همین است که ذهن مخاطب را تحریک می کند تا برای شنیدن حرف های شما آماده شود.
● راهکار شماره ۲: روی مشکل مشتریان تمرکز کنید
آیا موضوع اصلی صحبت های شما “ارائه راه حل” است؟ به این ترتیب به فروش خود صدمه خواهید زد. به تبلیغات اطراف خود بنگرید. همه آنها به سهولت استفاده، فراگیری و برتری محصول خود اشاره می کنند. به این عبارات بسیار پرداخته شده است. در صورتیکه این مفاهیم باید در پس زمینه قرار بگیرند. در ملاقات ها و مکالمات حضوری نیز باید به این موضوع توجه شود. مردم تا زمانی که مشکل خود را درک نکنند اهمیتی به راه حل شما و ویژگی های آن نمی دهند. قبل از اینکه راه حل خود را مطرح و روی آن پافشاری کنید، مطمئن شوید که مخاطب شما مسئله و مشکل خود را کاملاً حس کرده و درگیر آن شده است. با دوباره طرح کردن مسئله، مشتری را متوجه اهمیت موضوع نمایید. هنگامی که شنونده با حرکات سر خود شروع به تأیید مسائل و مشکلات مطرح شده نمود، زمان ارائه و فروش راه حل فرا رسیده است.
● راهکار شماره ۳: یک تصویر ذهنی برای مشتری ایجاد کنید
فرض کنید که یک طراح کلاه می خواهد برای محصولات خود تبلیغ نماید. جملۀ “من یک طراح هستم و طرحهای من توسط تولیدکنندگان مختلف به بازار عرضه شده است” خیلی تکراری و بی تأثیر خواهد بود. بهترین راه ارائه تصویر ذهنی به مخاطب است. در این مثال او می تواند از کلاهی که هنرپیشه معروف سینما در یکی از فیلمها به سر گذاشته بود، آغاز کند و وقتی این تصویر در ذهن شنونده تشکیل شد، بگوید که طراحی آن کلاه توسط او انجام شده است. این روش را می توان در صحبت کردن با یک فرد یا یک گروه به کار گرفت.
مردم افکار خود را با تصاویر به خاطر می سپارند. به همین علت امروزه آرم ها و تصاویر تبلیغاتی بسیار کارا شده اند. نفوذ به بخش تصویری مغز ،قوی ترین راه برای ایجاد ارتباط با افراد است.
راهکار شماره ۲ و ۳ را ادغام کنید تا مخاطب تصویر روشنی از مشکل خود را در ذهن داشته باشد. در این صورت نیازی به هیچ کار دیگری نیست. خو آنها به سراغ شما خواهند آمد.
● آیا استفاده از هر ۳ راهکار ضروری است؟
جواب این سوال منفی است. شما می توانید از یک یا دو راهکار در جهت هدف خود استفاده کنید. در واقع، ممکن است یکی از این روشها در مورد بخصوص شما و نتیجه ای که می خواهید بگیرید، به کار نیاید.ویژگی این ۳ مورد این است که در عین سادگی حداکثر تأثیر را دارند.
به ساختار این مقاله نگاه کنید. فرض کنید که این مقاله مقدمه ای برای شروع یک سخنرانی در مورد فروش در یک شرکت بزرگ صنعتی بود. من از مسائل مربوط به آن صنعت خاص سخن نگفتم، بلکه صحبت خود را از این سوال شروع کردم که آیا شما از این ۳ راهکار برای فروش استفاده می کنید؟ و به این ترتیب توجه شما را به خود جلب کردم.شما نیز در صحبت کردن با افراد مختلف می توانید از همین روش استفاده کنید. ضمناً این کارها نه فقط برای پیامهای شفاهی بلکه در هر خبرنامه، تبلیغات، وب سایت و هر مکانی که شانس جذب مشتریان جدید وجود دارد، قابل استفاده هستند.
apantis :نویسنده
انجمن: اشتغال زایی و دانستنی های شغلی
March 11th, 2010 12:29 AM
Minerva :نویسنده
انجمن: گالری تصاوير پس زمينه ( Wallpapers )
March 11th, 2010 12:28 AM
بسیاری از صاحبان کسب و کار و مدیران شرکتها، با این مسیرها که عناوین و اسامی مختلفی دارند، آشنا هستند اما بسیاری از افراد نمیتوانند تعاملات میان این مسیرها را بشناسند. تغییر در یکی از این مسیر ها میتواند بر دیگرمسیرها نیز تأثیر بگذارد – این حقیقتی است که به عنوان یکی از شاخصههای مهم کسب و کار نادیده گرفته میشود.
● تعریف
پنج مسیر اصلی وجود دارند که یک بنگاه با توجه به آنها میتواند تأثیر مستقیمی بر سودآوری خود داشته باشد:
▪ افزایش حجم فروش
▪ کاهش هزینهها و تضمین این امر که هزینهها به طور کامل پوشش داده خواهند شد به ویژه در حوزههایی که قبلاً چنین اتفاقی رخ نداده است
▪ افزایش ترکیب محصولات (ایجاد رابطه میان حجم محصولات یا گروههای محصولات فروخته شده)
▪ افزایش موردی یا کلی قیمت محصولات
▪ کاهش سرمایه به کار گرفته شده در کسب و کار
تغییر در هر یک از این مسیرها، میتواند بر دیگران تأثیر بگذارد. هرگونه تغییر – چه اتفاقی و چه برنامهریزی شده و چه داوطلبانه و چه غیرداوطلبانه – باید در بطن سایر مسیرها مد نظر قرار بگیرد. به نظر نمیرسد تغییراتی که در انزوا رخ میدهند، تأثیری بر سودآوری داشته باشند. دیگر استراتژیهای مدیریت همچون مدیریت کیفیت جامع و برنامههای خدمات مشتریان، میتوانند مثلاً از طریق توقف فرآیندهای غیرضروری یا ایجاد انگیزه در کارکنان برای بهرهوری بیشتر، بر سودآوری تأثیر بگذارند.
▪ مزایا
ـ برنامهریزی مالی هر پنج عامل و روابطی که میان آنها وجود دارد را دربرمیگیرد.
ـ شما میتوانید تأثیر تغییرات بر سودآوری را به شکلی جامع ارزیابی کنید.
ـ شما به نگرشی واقعبینانهتر از خطرات مرتبط با تغییرات دست مییابید.
ـ مرز میان ریسکپذیری و بیاحتیاطی، روشنتر میشود.
● چکلیست اقدام
۱) تجزیه و تحلیلی در باره بازار به عمل آورید
از طریق تمرکز بر گروهها، بازخورد مشتریان و تحقیق در بازارهای تجاری و بازرگانی، نگاهی دقیق به بازارهای فعلی و بالقوه بیاندازید. به خاطر داشته باشید که در بخشهای خاصی از محصولات و خدمات، نوآوریهای تکنولوژیکی میتوانند ساختار بازارها را به شکلی بنیادی تغییر داده و وفاداری را خیلی سریع عوض کنند. بنابراین تجزیه و تحلیل بازار باید به شکلی عملی شود که نتایج را به سرعت نشان دهد. این تحقیق باید نشان دهد که آیا بازارهای فعلی امکان ادامه یافتن را دارند و آیا بازارهای جدیدی برای ورود کالاها و خدمات وجود دارند یا خیر.
۲) افزایش حجم فروشتان را مد نظر قرار دهید
افزایش حجم فروش روشی آسان برای افزایش سودآوری است اما الزاماً همیشه این طور نیست.
▪ فروش بیشتر ،کلید افزایش سودآوری نیست. سود نیازمند فروش است اما فروش برابر با سود نیست.
▪ اگر حجم فروشتان را افزایش میدهید، باید در عین حال هزینهها، قیمتها، سرمایه به کار گرفته شده و ترکیب محصولات/ خدمات خود را به دقت زیر کنترل قرار دهید. مطمئن شوید که هیچ یک از این چهار عنصر سودآوری به شکلی ناموزون افزایش پیدا نکند. اگر چنین شود، افزایش فروش، به جای رشد سود، باعث کاهش آن میشود.
▪ تلاش برای فروش از طریق بکارگیری نمایندگان فروش و تجارت در یک منطقه جغرافیایی بزرگتر، تنها در صورتی باعث ایجاد سود بیشتری میشود که بتوان هزینهها را پوشش داد.
▪ اگر قیمتها را کاهش و حجم فروشتان را افزایش دهید، باید به حجم بالایی از فروش دست یابید – در غیر این صورت، کل درآمد شما کاهش یافته و هزینهها همان طور بالا باقی میمانند.
▪ ممکن است افزایش حجم سفارشات کوچک، مانعی در برابر افزایش سودآوری باشد. این امر به دلیل حجم بالای هزینههای اجرایی، بستهبندی و ارسال کالا است.
▪ اگر پرداخت اعتباری بیشتری را برای افزایش فروش خود در نظر بگیرید، احتمالاً شرکت شما با هزینههای بیشتری مواجه میشود که بر سودآوری تأثیر منفی میگذارند.
▪ فروش بیشتر محصولات و خدمات فعلی یا معرفی محصولات جدید، میتواند منجر به افزایش حجم فروش شما شود اما باید ابتدا در این زمینه اطمینان لازم را کسب کنید.
▪ در برخی شرایط میتوانید با کاهش فروش، سودآوری خود را افزایش دهید. تحقیقات نشان میدهند که گاهی حجم بالایی از کار و پول صرف حجم اندکی از درآمد حاصل از فروش میشود. این امر اصلاً نامعمول نیست زیرا که در بسیاری موارد، ۵۰ درصد فروش تنها ۱۵ درصد درآمد را شکل میدهد. قانون ۲۰/۸۰ نیز وجود دارد یعنی ۲۰ درصد مشتریان، ۸۰ درصد درآمد شما را تشکیل میدهند. ببینید اگر میزان فروش خود را ۱۰ درصد کاهش دهید، به چه رقمی دست مییابید.
۳) به دنبال روشهایی برای کاهش هزینههایتان باشید
در مورد مجموع هزینههای واقعی و فروش هر واحد، تحقیق کرده و این ارقام را به دقت محاسبه کنید. شما نمیتوانید هزینههایتان را در ارتباط با دیگر بخشهای کسب و کارتان تنظیم کنید مگر این که بدانید آنها دقیقاً چه هستند. اثرات کاهش هزینهها را به دقت بررسی کنید.
۴) ترکیب محصولات/ خدمات خود را توسعه دهید
ترکیب محصولات/ خدمات شما منعکسکننده ترکیباتی است که در آنها محصولات یا خدمات شما فروخته میشوند. این ترکیب طبیعتاً برگرفته از رخدادهای گذشته است تا برنامهریزی و تجزیه و تحلیل دقیق. همچنین ممکن است این ترکیب به آن اندازه که تصور میشود، سودآور نباشد.
هر محصولی را که میفروشید بر اساس هزینههایش و حاشیه سود خالص آن بسنجید. میتوانید دریابید که چه محصولاتی دارای بالاترین سود هستند و یا چه بخشی از حجم فروش، بالاترین درصد سود را به دنبال دارد.
۵) قیمتها و حاشیه سود خود را بررسی کنید
افزایش قیمتهای فروش، یک مسیر بالقوه به سمت افزایش سودآوری (یا حداقل حفظ سطح فعلی سودآوری در زمانی که ممکن است نزول کند) است که البته نقایصی نیز وجود دارند. اگرچه ممکن است مشتریان افزایش قیمت را در صورتی بپذیرند که این افزایش بخشی از برنامه تنظیم قیمتها در چارچوب کسب و کار شما باشد (که در این حالت شما احتمالاً سطح کلی سودآوری خود را حفظ میکنید) اما افزایش جداگانه قیمتها بدون از دست دادن کسب و کارتان (و در نتیجه کاهش سودتان) نیازمند آن است که شما تفاوت قابل توجهی را در خدمات و محصولات خود نسبت به رقبا ایجاد کرده باشید یا این که درباره یک استراتژی فروش و اجرای آن به دقت اندیشیده باشید.
۶) به سرمایه به کار گرفته شده در کسب و کارتان توجه کنید
دستیابی به سودی خوب از سرمایهگذاری صورت گرفته و کاهش وابستگی کسب و کارتان به این سرمایه، طبیعتاً سودآوری را افزایش میدهد.
طبقهبندیهایی از سرمایه به کار گرفته شده در کسب و کارتان را شناسایی کنید و ببینید آیا میتوانید از استراتژیهای زیر در قبال آنها استفاده کنید یا خیر:
▪ اعمال کنترل شدیدتر بر فروش اعتباری
▪ کاهش سطح موجودی کالاها
▪ تأمین منابع از بیرون و گسترش سطح فعالیتها
▪ فروش ساختمانهای اضافی یا استقرار در مکانی که شرایط بهتری دارد
▪ استفاده کامل از فنآوریهای ارتباطی یا اطلاعاتی
۷) توازن را به خاطر داشته باشید
یک کسب و کار سالم در یک محیط رقابتی همیشه در حال تغییر است و این امر مشخصاً برای پنج عنصر سودآوری و ارتباطات میان آنها مصداق دارد. تغییر به ویژه در عوامل تأثیرگذار بر سودآوری، همواره نیازمند مصالحه بوده و شما باید به بهترین توازن ممکن میان حجم فروش، هزینهها، حاشیه سود، ترکیب محصولات و سرمایه به کار گرفته شده دست یابید. همیشه به خاطر داشته باشید که توازن ایدهآل اغلب غیرممکن است و ممکن است آنچه که امسال مفید و مطلوب است در سال آینده چنین نباشد.
● پنج مسیر به سمت سودآوری بیشتر
▪ بایدها
ـ ببینید کدام یک از این پنج مسیر میتوانند در قالب تغییر و تحول قرار بگیرند.
ـ به دقت تأثیر تغییر بر هر یک از این پنج مسیر را بسنجید.
ـ اثرات بلند مدت را در نظر بگیرید. تنها به سودآوری اتکا نکنید بلکه بر توانایی کسب و کار برای بقا تمرکز کنید.
▪ نبایدها
ـ وقتی نتیجه یک تجزیه و تحلیل، تهدیدی علیه بلندپروازیهای شما است، هرگز آن را نادیده نگیرید.
ـ تغییراتی را که ممکن است از خارج بر کسب و کارتان تحمیل شوند، نادیده نگیرید.
▪ پرسشهای مهم
ـ آیا گاهی اوقات روابط گذشته را نادیده میگیرید؟ چه اتفاقاتی رخ داده است؟
ـ اولین اولویت هر کسب و کاری، بقای آن است. آیا تغییرات پیشنهادی، تهدیدی برای بقای کسب و کار شما هستند؟
ـ آیا تغییر پیشنهادی مبتنی بر ضرورت و فرصت است یا تکبر؟
apantis :نویسنده
انجمن: اشتغال زایی و دانستنی های شغلی
March 11th, 2010 12:24 AM
این روزها انتخاب شغل از گذشته خیلی سخت تر شده است. این مسئله سه دلیل دارد: یکی اینکه امروزه شغل های خیلی بیشتری نسبت به گذشته وجود دارد، دوم اینکه تعریف شغل های مختلف تغییرپذیرتر هستند و آخر اینکه سطح توقع خیلی بالا رفته است. اکثر خانم ها و آقایون که امروز وارد بازار کار می شوند، انتظار دارند که طی زندگی شغلی خود، سه بار یا بیشتر، شغلشان را تغییر دهند. در این مقاله ۱۰ قدم مهم را به شما معرفی می کنیم که برای تغییر شغل باید بردارید تا شغلی که انتخاب می کنید از هر جهت برایتان مفید باشد.
۱) ارزیابی ارزش ها
چه چیز واقعاً برایتان اهمیت دارد؟ چه چیز سر حوصله تان می آورد؟ چه کاری را آنقدر دوست دارید که اگر برایش به شما دستمزد داده شود، احساس گناه می کنید؟ این سوالات می تواند به شما کمک کند یکی از مهمترین عناصر انتخاب شغل را پیدا کنید، یعنی ارزشها. ارزش های شما تکیه گاه احساسی کاری است که انجام می دهید. در شغل هایی که خوب نتیجه می دهند معمولاً بین ارزش های شخصی فرد و کاری که انجام می دهند، هماهنگی وجود دارد. جستجوی کارتان را با ارزیابی ارزشهایتان و نوشتن آنها با دقت و وضوح هرچه تمامتر، شروع کنید.
۲) تشخیص مهارت ها و استعداد ها
مهارت چیزی است که طریق انجام آن را یاد گرفته اید. استعداد چیزی است که با آن به دنیا آمده اید. درک تفاوت بین این دو اهمیت بسیاری دارد. ممکن است در کاری مهارت داشته باشید اما برایتان جالب نباشد. اما این احتمال وجود دارد که اگر استعداد کاری را دارید، بین آن استعداد خاص و ارزشهایتان تطابق وجود داشته باشد. این یعنی شما از انجام کارهایی که در آن استعداد دارید بسیار بیشتر لذت می برید تا کارهایی که مهارت انجام آن را آموخته باشید.
۳) تعیین اولویت ها
همه ما اولویت های خاصی در زندگی خود داریم—در برخورد خود با دیگران، در طرز فکر خود و تصمیم گیریهایمان، در ارجحیت دادن به مفاهیم در مقابل انسانها یا برعکس و میزان راحتی خود با ابهامات زندگی. برای خیلی از افراد، این اولویت ها در سطح ناخودآگاهشان عمل می کند اما شدیداً بر عملکرد ما با دیگران تاثیر می گذارد. شاید این سوالها بتواند در فهم این قضیه کمکتان کند: آیا خودتان را فردی شهودی می دانید؟ آیا رفت و آمدی هستید یا دوست دارید بیشتر در خانه بمانید؟ در رویارویی با تصمیم گیریها، آیا به واقعیات تکیه می کنید یا احساساتتان؟ پاسخ شما به این سوالات شما را به کاری که باید انجام دهید نزدیک تر می کند.
۴) تجربه
هیچ جایگزینی برای تجربه وجود ندارد، هرچه بیشتر بهتر است. می توان گفت تقریباً همه مشاغل از بیرون، متفاوت از درون آن به نظر می رسند. اگر به تازگی وارد بازار کار شده اید یا می خواهید شغلتان را تغییر دهید، با افرادی صحبت کنید که در آن شغل دست دارند. شغلی در آن زمینه یا صنعت برای خود پیدا کنید و مطمئن باشید همانی خواهد بود که همیشه میخواستید. و به هیچ وجه فقط به یک تجربه کاری تکیه نکنید. تا آن جا که میتوانید در زمینه کاری خود، تجربه بیندوزید. با تجربه خواهید فهمید که کاری به دردتان می خورد و با ارزش ها و اولویت هایتان جور است یا نه.
۵) تخصص اندوزی
در این دنیای مملو از اطلاعات تکنیکی، فشار زیادی برای تخصصی کردن علوم یعنی بیشتر و بیشتر دانستن در مورد یک رشته محدود است. این خطرناک است، چون این احتمال وجود دارد که شدیداً از رده خارج شوید.خیلی افراد کارشان را به این علت از دست می دهند که به تدریج دیدی کانونی نسبت به کس یا چیزی که هستند و توانایی هایشان پیدا می کنند. بحث قدیمی تخصص گرایی درمقابل کلی گرایی این روزها نامی تازه گرفته است: متخصص کلی گرا. یعنی کسی که باوجود داشتن شمای کلی از کار، در زمینه های مختلفی از آن تخصص پیدا کرده است. این روزها سواد به این گفته می شود. اینکه تا می توانید درمورد موضوعی که دوست دارید در زمینه کاریتان اطلاعات جمع کنید و مقصد و هدف آن رشته را دنبال کنید.
۶) در اولین شغل، اول تجربه بعد پول
شاید با معدل خیلی بالا از دانشگاه فارغ التحصیل شده باشید اما وقتی می خوهید وارد بازار کار شوید، اولویت ها حرف اول را می زنند. یک راه خوب برای بالا بردن فرصتهای شغلی خود این است که از خودتان سوال کنید: “کدام مقام امکان بیشتری برایم فراهم میکند که در کارم بهترین باشم؟” و شاید آنکار همانی نباشد که حقوق دلخواهتان را به شما عرضه کند.
۷) انتخاب شغلی که بتوانید ۱۱۰% به آن متعهد شوید
تعهد پایین و عملکرد متوسط این روزها به هیچ وجه قابل قبول نیستند. مشکل اینجاست که ممکن است زمانی پی به مفهوم این جمله ببرید که دیگر از کار اخراج شده باشید. پس چطور باید خودتان را محافظت کنید؟ اگر کاری را پیدا کنید که بتوانید ۱۱۰% به آن متعهد شوید، هیچوقت با چنین مشکلی مواجه نخواهید شد.
۸) بنا کردن سبک زندگی براساس درآمدتان نه توقعاتتان
خیلی از شغلهایی که این روزها به دنبال نیروی کار است، وعده می دهد که طی دو سال حقوق میلیونی برایتان درست کند. مشکل اینجاست که خیی از تازه واردان به آن کارها با این ایده وارد آن کار می شوند و خرج و مخارجشان را هم با همان ایده انجام می دهند. یک راه بهتر برای شروع این است که درست از همان آغاز کار، سبک زندگیتان را طوری ساختار بندی کنید که بتوانید ۱۰ درصد از حقوقتان را هر ماه کنار بگذارید. پس انداز عاقلانه همیشه یکی از بهترین راه های پیشرفت بوده است.
۹) گذاشتن ۵ درصد از زمان، انرژی و پولتان برای پیشرفت شغلی
نمی توانید منتظر کارفرمایتان بمانید که لقمه را به دهانتان بگذارد. نکته اینجاست که نمی توانید در این زمینه به او اطمینان کنید. کارفرمایان امروزی می خواهند هر تومانی که از جیبشان بیرون می رود، با چند تومان جایگزین شود. آنها روی شما سرمایه گذاری می کنند و وقتی بتوانند یک سود فوری و خوب یا نیرو و مهارتی خاص در شما ببینند، سریعاً دست به کار می شوند. نکته اینجاست که نمی توانید روی هیچکدام اینها حساب کنید خودتان باید دست به کار شوید و با تلاش زیاد خودتان را جلو ببرید.
۱۰) تمایل به ایجاد تغییر و تطابق
اگر مراحل قبلی که ذکر شد را مطالعه کنید، جای تاکید بر روی هدف را خالی می بینید. دلیل آن این نیست که اهداف اهمیت ندارند بلکه هدف شما معمولاً از همه آن عوامل دیگری که به آن اشاره شد، مثل ارزش ها، مهارت ها، استعدادها و … ناشی می شوند. و حتی اگر آنها را در دفترتان یادداشت کنید یا روی آینه بنویسید، باز هم نمی توانید نیاز به تغییر و انطباق و سازگاری با شرایط جدید، رشد خودتان و توسعه فرصت هایتان را بپوشانید. تفاوت اینجا بین “جهت” و “برنامه” است. مورچه برای خود جهتی دارد اما برنامه ندارد. او می داند که به مجا می خواهد برود و برای رسیدن به آنجا از هیچ تلاشی فروگذار نمی کند. اما آن مورچه این جهت را جایی ننوشته است فقط با اطمینان کامل می داند که جهت اصلی او به آن سمت است و باید به آنجا برسد. جهت شغلی دنیای امروز هم به همین منوال است.
apantis :نویسنده
انجمن: اشتغال زایی و دانستنی های شغلی
March 11th, 2010 12:20 AM